سيد علي اكبر قرشي
1144
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
جابجا كردن مردم زير پا ماندهاند . در تشويق به جنگ فرموده : « و اعطوا السيوف حقوقها و وطئّوا للجنوب مصارعها » نامهء 16 374 ، حق شمشيرها را در كشتن دشمن بدهيد و براى پهلوهاى دشمن قتلگاهها را آماده كنيد « توطئه » آماده كردن است . وطد : ثابت كردن ، سنگين كردن و نيرومند كردن « توطيد » نيز بدان معنى است : « وطد الشى ء : اثبته و ثقلهّ و قواّه » از آن فقط يك مورد در « نهج » آمده است چنان كه فرمايد : « فمن شواهد خلقه خلق السموات موطّدات بلا عمد ، قائمات بلا سند » خ 182 261 از نمونههاى خلقت خداوند ، آفرينش آسمانهاست بدون ستونها و آسمانهاى ايستاده است بدون تكيهگاه وطر : ( مثل عمل ) حاجت . راغب حاجت بزرگ گفته است و آن تنها يك بار در « نهج » آمده است ، دربارهء آنان كه از عمر خود بهره نبردند فرموده است : « فلم ينتفعوا بما ادركوا من طلبتهم و لا بما قضوا من وطرهم » خ 153 213 از آنچه از خواستههايشان رسيدند نفعى نبردند و نه از آنچه حاجتشان را برآوردند . وطن : ( مثل عقل ) اقامت . « وطن بالمكان وطنا : اقام » و بر وزن شرف محل اقامت انسان و مقرّ انسان است « موطن » به معنى وطن و نيز هر مشهد و محلّ حضور انسان است ، جمع آن مواطن مى باشد ، در سفينة البحار « وطن » نقل كرده : حرّ عاملى رحمة الله در مقدمهء كتاب « امل الآمل » نوشته خواستيم حالات علماء جبل عامل را بنويسيم زيرا روايت شده كه « حبّ الوطن من الايمان » موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است . دربارهء اموات فرموده : « اوحشوا ما كانوا يوطنون و اوطنوا ما كانوا يوحشون » خ 188 278 هجرت كردند از آنچه وطن اخذ كرده بودند ، وطن گزيدند آنچه را كه از آن وحشت و هجرت مى كردند و نيز فرمايد : « الغنى فى الغرية وطن و الفقر فى الوطن غربة » حكمت 56 ثروتمندى در غربت براى انسان وطن است و وطن در فقر براى انسان غربت است معنى كلام حضرت كاملا روشن مى باشد . آنگاه كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از شهادت آن حضرت خبر داد ،